دکتر عسگر نصیری، دکتری تخصصی عمران از دانشگاه امیرکبیر تهران ( پلی تکنیک) با هشدار نسبت به پیامدهای کاهش آبهای زیرسطحی در کشور، مدیریت آب را ضرورتی فوری و غیرقابل تعویق دانست.
بهگفته وی، افت شدید تراز آب زیرزمینی در بسیاری از استانها بهویژه البرز و دشت کرج، مستقیماً منجر به تشدید پدیده خطرناک و برگشتناپذیر فرونشست شده است؛ پدیدهای که ظرفیت خاک را کاهش داده و زیرساختهای شهری را تهدید میکند. فرونشست برخلاف بسیاری از مخاطرات طبیعی، آرام اما ویرانگر است. هنگامی که لایههای خاک بر اثر برداشت بیرویه آب زیرزمینی فشرده میشوند، این تراکم دیگر قابل برگشت نیست و در نتیجه خاک توان ذخیره آب خود را از دست میدهد، پایداری ساختمانها کاهش مییابد، مسیرهای انتقال آب، برق و گاز آسیبپذیر میشوند و کیفیت محیطزیست شهری مختل میگردد.
در کرج، ترکیب رشد جمعیت، توسعه ساختوساز، گسترش صنایع و حفر چاههای متعدد، فشار مضاعفی بر آبخوانها وارد کرده است. ترکخوردگی زمین، نشست نامتقارن سازهها، بروز فروچالهها و خسارت به خطوط انتقال تنها بخشی از نشانههای این بحران است و ادامه این روند هزینههای جبرانناپذیری به نسلهای آینده تحمیل خواهد کرد.
راهکار بنیادین مدیریت آب، کنترل مصرف و کاهش تلفات است. در بخش شهری بخش قابل توجهی از آب پیش از رسیدن به مشترک به دلیل فرسودگی شبکهها هدر میرود. نوسازی خطوط، نصب کنتورهای هوشمند و مدیریت فشار در شبکه انتقال از اقدامات کلیدی برای کاهش این هدررفت است. در بخش خانگی نیز استفاده از تجهیزات کممصرف، بازچرخانی آبهای خاکستری و ارتقای فرهنگ مصرف صحیح از الزامات مدیریت پایدار آب محسوب میشود.
در سالهای گذشته در شهر کرج ۱۴ نقطه برای احداث پاندهای تغذیه مصنوعی تعیین شد که تنها یک مورد آن در باغستان اجرا شده است. همچنین در پروژههای عمرانی، از چاههای جذبی برای هدایت روانآبها و تقویت سفرههای زیرزمینی استفاده شد، اما بهدلیل تغییرات گسترده مدیریتی اجرای سایر پروژهها نیمهکاره مانده و عملاً بخش قابل توجهی از ظرفیت تغذیه آبخوانها بلااستفاده است.
بیش از ۹۰ درصد مصرف آب کشور در بخش کشاورزی است و تداوم آبیاری غرقابی و کشت محصولات پرمصرف فشار اصلی را بر منابع زیرزمینی وارد میکند. گذار از آبیاری سنتی به روشهای تحت فشار و قطرهای، تغییر الگوی کشت به محصولات کمآببر، زمانبندی آبیاری بر اساس اقلیم و استفاده از پساب استاندارد برای فضای سبز از راهکارهایی است که میتواند برداشت از آبخوانها را کاهش داده و مسیر احیای طبیعی آنها را فراهم کند.
احیای سفرههای زیرسطحی باید بهعنوان یک سیاست کلیدی دنبال شود. تغذیه مصنوعی آبخوانها، هدایت سیلابها به عرصههای نفوذ، احداث حوضچههای تغذیه و تعیین سقف برداشت سالانه متناسب با ظرفیت تجدیدپذیر آبخوان از اقدامات ضروری است. در دشت کرج که نرخ فرونشست از حد هشدار گذشته، اجرای این راهکارها باید فوری و بدون نگاههای سلیقهای انجام شود. توسعه شهری نیز باید مطابق ظرفیت آبی هر حوضه برنامهریزی شود؛ یعنی ابتدا توان اکولوژیک آب مشخص و سپس مجوز ساختوساز صادر شود. با وضعیت فعلی، ادامه ساختوساز گسترده و پذیرش مهاجرت در استان البرز منطقی نیست و باید محدود شود.
در تصفیهخانه ماهدشت، آبهای تصفیهشده و تصفیهنشده هماکنون بهصورت مخلوط و بدون استفاده رها میشود که هم اتلاف منابع و هم موجب آلودگی محیطزیست است. ایجاد مگافارمهای کشاورزی کمآببر با روش هیدروپونیک در اراضی شورهزار بین ماهدشت تا اشتهارد میتواند این آب ارزشمند را به چرخه تولید بازگرداند و مصرف آب کشاورزی استان را مدیریت کند.
بحران آب یک مسئله چندبعدی فنی، اقتصادی، امنیتی و اجتماعی است. هیچ کشوری با مدیریت جزیرهای، برداشت بیضابطه و مصرف بیمحابا آیندهای پایدار نخواهد داشت. کاهش فشار بر منابع آبی تنها زمانی ممکن است که تمامی دستگاهها از شهرداریها تا وزارت نیرو و جهاد کشاورزی—در چارچوبی یکپارچه و مبتنی بر داده اقدام کنند.
اگر امروز تصمیمهای درست اتخاذ نشود، فردا برای جبران خسارتهای ناشی از نابودی آبخوانها، فرونشست و تخریب زیرساختها دیر خواهد بود. مدیریت آب باید در صدر اولویتهای کشور قرار گیرد؛ زیرا آینده ایران با مدیریت صحیح منابع آب رقم میخورد و این آینده را باید از همین امروز ساخت.
دکتر عسگر نصیری
دکتری عمران – متخصص