شهروند البرز| برای ایراد سخنرانی در مراسم بازگشایی فرهنگسرا به شهرستان نظرآباد دعوت شدم. مراسمی دلنشین و قابل تأمل بود. در سخنانم، علاوه بر پرداختن به تاریخ، جغرافیا و اجتماع (پراکنش جمعیت و مهاجرتها)، به ضرورت نوآوری و ابداع در فعالیتهای فرهنگی و نگاه تازه به موسیقی نیز اشاره کردم و پرسیدم: «آیا وقت آن نرسیده به دو حکم "حلال و حرام" درباره موسیقی، که گاه موجب برداشتهای متفاوت و اختلافانگیز شده، نگاهی دوباره بیندازیم؟»
به گزارش شهروند البرز اما گاه، در میان هیاهوی مناسبتهای رسمی، لحظهای رخ میدهد که معنای فرهنگ را نه در تریبونها، بلکه در یک رفتار ساده و صمیمی، به نمایش میگذارد.
پس از آیین افتتاح فرهنگسرا، بانویی جوان و اهل قلم، که اتفاقاً روزنامهنگاری با انگیزه نیز هست، سه کتاب از آثار خود را با دستنوشتههایی صمیمی، سرشار از احترام، اندیشه و عشق به کتاب به این ناچیز اهدا کردند. یادداشتهایی کوتاه، اما گویا، که از ایمان، دانش و مسئولیت نویسنده حکایت داشت.
در سطرهای نوشتهشده از سوی سرکار خانم آمنه شکوهی، واژگانی چون دانش، پژوهش، خردورزی و ادراک نه بهعنوان شعار، بلکه بهمثابه باور حضور داشتند. او نوشتن را کنشی آگاهانه میداند؛ امانتی فکری که باید با صداقت، فروتنی و تعهد، به دست مخاطب سپرده شود.
در یکی از این یادداشتها، عباراتی محبتآمیز به کار رفته بود که این ناچیز هرگز خود را در اندازه آن واژگان بلند ندانسته و همواره از تکرارشان پرهیز داشته است. آنچه برای من معنا دارد، نه عنوان، بلکه روابط انسانی است؛ رابطهای که در آن با افتخار و اشتیاق، همه فرزندان ایران و جهان را «دخترانم و پسرانم» خطاب کنم.
باوری ساده اما ریشهدار.
به مردم، به ویژه جوانان، باید احترام گذاشت، آنان را دوست داشت و تشویقشان کرد. همچنین باید آینده را نیز دوست داشت، تا بتوان با عشق و امید آن را ساخت.
آثار سرکار خانم شکوهی:
ماه تمام من
پازل سیاه
سمفونی بیصدا
نشاندهنده جستوجویی صادقانه برای معنا، امید و روشناییاند؛ تلاشی برای رسیدن به امنیت درونی و اجتماعی که تنها از مسیر آگاهی، گفتوگو و نوشتن تحقق مییابد.
این نوشته، تنها قدردانی از یک نویسنده جوان نیست؛ بلکه دعوتی است به همگان، به ویژه دختران و بانوانی که توان، تفکر و اندیشه دارند، اما هنوز به خود و قلم خود اعتماد نکردهاند.
نوشتن، اگر از ایمان برخیزد، به امانت بدل میشود.
و امانت، اگر درست ادا شود، امنیت میآفریند.
آنچه از دریا به دریا میرود، از همانجا کامد، آنجا میرود.
مهراب رجبی
۱۴۰۴/۹/۲۷



