آزادی ۶ زندانی بدهکار به همت زوج نیکوکار البرزی

شناسه خبر : ۱۱۹۰۱۴ چهارشنبه ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۱۱:۳۱

در شبی که آسمان به یمن میلاد منجی عالم بشریت نورافشانی می‌کرد، زوج نیکوکار البرزی با پرداخت بدهی شش زندانی، پنج مرد و یک دختر جوان، هدیه آزادی را به پیشگاه حضرت مهدی (عج) تقدیم کردند تا چراغ امید در دل خانواده‌هایی که در سایه سنگین بدهی خاموش شده بود، دوباره روشن شود.

شب نیمه شعبان در استان البرز، این‌بار بوی مهربانی و رهایی می‌داد. در حرکتی انساندوستانه که یادآور ارزش‌های اصیل اسلامی و فرهنگ تعاون است، زوج نیکوکار البرزی به همت "ر.ف" و همسرش سیده "م.ح"، با پرداخت دیون شش زندانی بدهکار، آنان را در آستانه میلاد امام عصر (عج) از بند رها کردند. این اقدام، نه تنها شش خانواده را دگرگون ساخت، بلکه روایت‌هایی از پشت میله‌های ناامیدی را به داستان‌هایی از لطف و نجات بدل کرد.  

**نجات یک نیکوکار از چاه بدهی**  

نخستین رهایی‌یافته، محمد ۳۶ ساله است. او که خود روزی در زمره خیرین آزادی‌دهنده زندانیان بود، در پی نوسانات بازار و تصمیمی ناگزیر، گرفتار بدهی سنگین و چک‌های برگشتی شد. حتی فروش خانه و خودرو نیز برای نجاتش کافی نبود. پس از ۱۵ روز حبس، زمانی که ناامیدی بر وجودش چنگ انداخته بود، معجزه مهربانی رخ داد و دستان نیکوکار البرزی، قفل سلولش را گشود.  

**دختر تنها و نامه‌ای به امید آزادی**  

شیما، دختر ۲۱ ساله‌ای که سال‌هاست تنها با مادربزرگش زندگی می‌کند، به دلیل بدهی ۱۴۰ میلیون تومانی راهی زندان شده بود. او که کسی را برای پیگیری آزادی‌اش نداشت، با نوشتن نامه‌ای به مددکاران زندان، امیدوارانه تقاضای کمک کرد. او نمی‌دانست که پیش از این، موعود (عج) تقدیرش را رقم زده و مرد نیکوکاری، امضای آزادی‌اش را پای معامله‌ای با خدا گذاشته است.

مرد بیمار و بار سنگین درمان

قاسم ۵۰ ساله، پس از یک تصادف شدید، سلامت و زندگی مشترکش را از دست داد. بیماری‌های پی در پی و هزینه‌های سرسام‌آور درمان، او را ۳۰۰ میلیون تومان بدهکار کرد و از آبان‌ماه، زندان را به خانه دومش بدل ساخت. او، اما، هرگز امید به فریادرسی را از دست نداد.  

نگهبان بی‌گناهی که قربانی شد

سبحان، ۴۳ ساله، به اتهام سهل‌انگاری در نگهبانی از یک مجتمع ساختمانی محکوم شد؛ در حالی که تنها گناهش اعتماد به دوستی بود که از آهن‌آلات پروژه دزدی کرد. بی‌پناهی و ناتوانی در جبران خسارت، حتی زندگی مشترکش را نیز از هم پاشاند. در تمام مدت حبس، تنها یک بار برادرش به دیدارش آمد.  

دلال ناآزموده و چک‌های پیاپی

داود، ۵۵ ساله، پس از آنکه در شش پرونده بی‌گناه شناخته شد، در هفتمین پرونده — مربوط به دلالی خودرو بدون تجربه — زمین خورد. ضررهای پیاپی و چک‌های برگشتی، او و خانواده‌اش را ناچار کرد تا در خانه پدرزن سالخورده‌اش پناه بگیرند.  

نقش بی‌بدیل خیرین در بازگشت به زندگی

 در این روز مبارک، زوج خیر البرزی زمینه آزادی شش زندانی بدهکار را فراهم کردند. پنج مرد و یک دوشیزه که به دلیل بدهی مالی در حبس بودند، با این کمک‌های خداپسندانه به آغوش خانواده‌هایشان بازگشتند.

 نقش خیرین و نیکوکاران در این عرصه بی‌بدیل است. امیدواریم با گسترش چنین طرح‌هایی و مشارکت بیشتر مردم، شاهد آزادی تعداد بیشتری از هموطنان باشیم که به طور غیرعمد در دام بدهی گرفتار شده‌اند.

این حرکت نورانی در شب نیمه شعبان، نه تنها شش زندگی را از تاریکی به روشنایی کشاند، بلکه نمادی زنده از فرهنگ غنی نیکوکاری و همدلی در جامعه ایرانی است. گواهی بر این که در سایه مهر و تعاون، می‌توان قفل هر بندی را گشود و فصل تازه‌ای از زندگی را ورق زد.