هر روز پیش از آنکه آفتاب تمام قد بر کوچهها و خیابانها بتابد، صدای آرام جارویی ساده، سکوت شهر را میشکند. صدایی که نه فریاد میزند، نه گلایه دارد؛ تنها نشانهای است از آغاز دوبارهی زندگی، از دستانی که بیادعا آمدهاند تا شهر، خانهای تمیزتر، سالمتر و شایستهتر باشد.
به گزارش شهروندالبرز، مینا فرجی؛
کارگران خدمات شهری، همان مردان گمنامیاند که اغلب از کنارشان بیتفاوت عبور میکنیم. آنها بیآنکه منتظر نگاه قدردانی باشند، هر روز به نظافت پیادهروها، آبیاری درختان، جمعآوری زبالهها و نگهداری از پارکها مشغولند. کارشان شاید برای بعضی ساده بهنظر برسد، اما بیوجودشان، نظم و زیبایی شهر معنایی نداشت.
تصورش را بکنید؛ شهری بدون این تلاشهای بیوقفه، تنها چند روز کافیست تا چهرهی زشت آلودگی و بینظمی آشکار شود. آنها مانند نبض پنهان شهر عمل میکنند؛ هر جا که نیاز باشد، بیدرنگ حاضرند. با طوفان و برف میجنگند، در گرمای تابستان عرق میریزند و در سرمای زمستان، لبخند را از یاد نمیبرند.
این کارگران، تنها نیروی جسمی نیستند. روحیهی خستگیناپذیر، وجدان کاری و دلسوزیشان برای شهر، الگویی برای بسیاری از ماست. آنها نه به خاطر دستمزد، که به خاطر احساس مسئولیت نسبت به محل زندگیشان کار میکنند. برایشان فرقی نمیکند که این خیابان مال کیست؛ مهم آن است که شهر تمیز باشد، درختان زنده بمانند، و کودکی با خیالی آسوده در پارک بازی کند.
در سالهایی که کمآبی به دغدغهای جدی بدل شده، آبیاری فضای سبز شهر دیگر یک کار ساده نیست. این کارگران با تانکر، شلنگ و صبر، درخت به درخت میگردند تا نفس سبز شهر را زنده نگه دارند. حتی اگر به چشم نیاید، میدانند برگهای سبزی که میدرخشند، نتیجهی زحمت شبانهروزی آنهاست.
رفتوروب، فقط جارو کشیدن نیست. نوعی مراقبت از روح شهر است. آنجایی که باران زباله نمیبارد، امید رشد میکند. پارکی که صبحش با جارو آغاز شده باشد، عصرش را با خندهی کودکان بدرقه میکند. و این یعنی زندگی، یعنی خدمت.
در میان همهی دغدغهها و شلوغیهای زندگی شهری، شاید بد نباشد گاهی لحظهای بایستیم و با لبخندی ساده، به این زحمتکشان بگوییم: «خسته نباشید». همین جملهی کوتاه، میتواند خستگی یک روز کاری را از تنشان بیرون کند.
ما در شهر پرند، در کنار پروژههای بزرگ و سازههای عظیم، باید ارزش انسانهایی را بدانیم که با دستهای پینهبسته، ستونهای پنهان آرامش و زیبایی این شهرند. آنها قهرمانان بیناماند؛ همانهایی که شهر را پیش از ما بیدار میکنند.
این گزارش، گفتوگویی است با یکی از همین مردان پرتلاش؛ کسی که سالهاست در فضای سبز پرند، بیهیاهو اما با عشق، خدمت میکند. بخوانید روایت صمیمی علی نیکخواه مردی از جنس کار، خاک و صداقت.
گفتوگو با علی نیکخواه ، از کارکنان باسابقه فضای سبز پرند
۱۳ سال زندگی، ۱۱ سال خدمت در دل فضای سبز
لطفاً خودتان را معرفی کنید و بفرمایید چند سال است که در پرند کار میکنید؟
بسماللهالرحمنالرحیم. اینجانب علی نیکخواه بهرامی، نزدیک به ۱۳ سال است که ساکن شهر جدید پرند هستم و حدود ۱۱ سال است که در بخش فضای سبز شرکت عمران پرند مشغول به کار هستم.
روز کاری شما معمولاً از چه ساعتی آغاز میشود و اولین کاری که انجام میدهید چیست؟
ساعت کاری ما از ۷:۱۵ صبح شروع میشود و تا ساعت ۳:۳۰ بعدازظهر ادامه دارد. من مسئول پارکبان یکی از پارکها هستم. اولین کاری که هر روز انجام میدهم، جمعآوری زبالهها و نظافت پارک است. با توجه به کمبود آب در کشور، آبیاری فضای سبز این منطقه با تانکر انجام میشود. همچنین کارهایی مانند تشتکزنی، آبیاری درختان و علفزنی هم در برنامهی روزانهی ما قرار دارد.
از سختترین روزهای کاریتان برایمان بگویید.
یکی از روزهای بسیار سختی که به یاد دارم مربوط به حدود ۶ سال پیش است که برف سنگینی بارید. در آن زمان، جناب مهندس امامی رئیس خدمات شهری بودند. بهخاطر شرایط خاص، سه روز تمام کارکنان خدمات شهری در ساختمان پایین بیتوته کردند و امکان تردد در بلوار چهاربانده وجود نداشت. ما نمیتوانستیم به درختان برسیم و کارها بهسختی انجام میشد.
آیا تا به حال پیش آمده که کسی بیدلیل باعث خوشحالیتان شود؟
بله، در پارکها با آدمهای مختلفی روبهرو میشویم. گاهی پیرمردها یا پیرزنها با یک سلام و خسته نباشید دل ما را شاد میکنند. البته افراد بیتفاوت هم کم نیستند، ولی همان چند جمله محبتآمیز انرژیبخش است.
وقتی پارک و محیط اطرافتان تمیز میشود، چه احساسی دارید؟
حس خوبی دارم، انگار خانهی خودم را تمیز کردهام. چون شهر، خانهی ماست. مخصوصاً وقتی مردم از تمیزی پارکها رضایت دارند، به کارمان افتخار میکنیم.چه پیامی برای مردم پرند دارید؟
پرند شهری است با مردمانی از اقوام و فرهنگهای گوناگون. انتظار ما از شهروندان این است که در نظافت شهر، همراه ما باشند. پشتیبانی و همکاری مردم باعث دلگرمی ما میشود.
با وجود همه سختیها، چرا همچنان به این شغل ادامه میدهید؟
هر کاری سختیهای خودش را دارد. من بیش از ۲۶ سال سابقه بیمه دارم و به کارم عشق میورزم. مهم نیست شغلت چی باشه، مهم اینه که آدم با وجدان کار کنه. خانهام و محل کارم نزدیک هماند و تا بازنشستگی فاصلهای ندارم. با دل و جان کار میکنم.
به پیج اینستاگرامی «شهروندالبرز» بپیوندید
instagram.com/shahrvand.alborz